« مروري بر كتاب «بانو در آينه» اثر ویرجینیا وولف | Main | خانوم دالووی »
مروری بر کتاب ِ «کلمات»
يك عمر زندهگی برای ِ دیگران
سید مصطفی رضیئی
منتشر شده در روزنامه کارگزاران. دوشنبه دوم اردیبهشت ماه هشتاد و هفت
لینک پی دی اف
لینک اچ تی ام ال
کلمات. ژان پل سارتر. ترجمهی ناهید فروغیان. تهران: انتشارات ققنوس. چاپ دوم: 2000 نسخه. 216 صفحه. 2800 تومان.
«همچنان مینویسم. چه کار جز این میتوانم کرد؟ هیچ روزی نباید بدون نوشتن بگذرد.»
(صفحهی 215 کتاب.)
نگاه ِ فیلسوفی به گذشته
پنجاه و نه سال از عمر ِ متفکر و فیلسوف ِ سرشناس ِ قرن بیستم گذشته بود که ایدهی نوشتن ِ زندهگینامه فکر سارتر را پر کرد، این چنین بود که «کلمات» زاده شد. پروژهیی بزرگ (حدود سه هزار صفحه) که اکنون، بخش اول آن، در مورد ِ ده سال ِ اول ِ زندهگی ِ ساتر، به زبان فارسی منتشر شده است.
سارتر راحت نمینویسد. زبان سنگینی دارد و عاشق این است که موضوعات را آن طوری که خودش دوست دارد شکل بدهد و تصویری میسازد که جلوهگر تفکر او، بر مبنای ِ تجربهاش باشد، نه دقیقا همان چیزی که واقعا رخ داده است. موقع خوانش ِ کلمات این مسئله گیجات میکند که آیا واقعا یک پسر بچهی نه، ده ساله میتوانسته این گونه در مورد نوشتن و کار ادبی باندیشد یا سارتر دوست دارد فکر کند که چنین خیالهایی را داشته و این دوست داشتن را دارد به ما تحمیل میکند؟ سارتر آدم عجیبی است، هیچ وقت نباید این موضوع را فراموش کرد.
یتیم ِ کتابها و پدربزرگ ِ مغرور
پدر سارتر مرد، او خاطرهیی از پدر ندارد جز چند عکس که از او دیده. اما کتاباش را با اجداد شروع میکند، که کی چه جوری با کی آشنا شد و بچههایشان و زندهگی آنها و بچههایشان، که یکی پدر سارتر است. ازدواج او و مرگ بر اثر ِ بیماری و بعد تازه آقای ِ سارتر متولد میشوند: بخش ِ نخستین ِ کتاب، «خواندن» تا حدود هفت، هشت سالهگی است، تا وقتی که جنونآمیز میخواند. بخش ِ دوم، «نوشتن» ماجرای اولین داستانهایی است که به تقلید از حکایتهای ماجراجویی مینویسد.
راوی تحتتاثیر ِ آدمهای اطرافاش است. مادری که مبهوت از دست دادن ِ شوهر در جوانی، که هنوز در بهت مانده و از پشت ِ دیوارهای شیشهای بزرگ شدن ِ پسراش را نگاه میکند. مادربزرگی سنتگرا، متعصب و مغرور که زندهگیاش خواندن دو کتاب مجلل در هر هفته است که از کتابخانه قرض میگیرد. و در نهایت پدربزرگ، غول اسرارآمیزی که سارتر را مبهوت خود نگه میدارد. مردی زبانشناس و سرشناس در آموزش. کتاباش در مورد زبان و آموزش آن، هر سال تجدید چاپ میشود و هر سال پدربزرگ از عواید آن ثروتمندتر.
پدربزرگ عجیب غریب است. زیاد شبیه آدمهای دیگر نیست. تا وقتی سارتر کودکی بیخیال است، آدم مهربان داستان میماند. وقتی سارتر تحت تعلیمهای او خواندن میآموزد و کتابهایی که او معرفی میکند، بابانوئل مهربان هست. اما از وقتی که تحت تاثیر ِ مادرش، عمه و دوستان مادر، کتابچههای حکایتی پر از ماجرا و قصه میخواند، منفور پدربزرگ میشود: اما هنوز تاثیرگذار. تا آن جا که نیم قرن بعد از مرگ ِ او، ساترت به کار نوشتن میپردازد، آن گونه که دوست داشت، به یاد پدربزرگ، پدربزرگی که اگر زنده میماند، یک لحظه را برای تکفیر روش سارتر، مکث نمیکرد: سارتر تمام عمر در آرزوی جلب محبت ِ مردی است که کار او را نمیپسندد.
کار کردن بر روی کتاب ِ «کلمات» هم برخلاف ِ نظر ِ شخصی سارتر است. کودکیاش را دوست نداشت و همین طور کارهایی که در کودکی انجام داده بود، ولی با این حال، در نوشتن کتاب تردید نمیکند. گویی برای سارتر خودش مهم نیست، چیزی که برایش مهم باقی مانده، دیگران هستند. سارتر همیشه همان کودک یتیمی باقی میماند که به خاطر ِ جلب ِ محبت ِ دیگران، دست به هر کاری میزند، تا همیشه جلوی ِ چشمها باشد، که به جز خودش کسی نباشد. همیشه برای دیگران و خیلی وقتها بر خلاف ِ عقیدهی قلبی، برای خود و به نفع ِ دیگران: شاید تمام زندهگی سارتر فقط همین بود.
ماجراجوی کلمات
«نوشتن» بخش دوم زندهگی نامهی سارتر، جرقههای اولیهی استعداد ِ اوست. از هفت هشت سالهگی، خواندن را جدی میگیرد و در حدود نه سالهگی، اولین داستانهایش را مینویسد. همه کلیشه، تحتتاثیر جزوههای داستانی که مادر و دوستانش برایش میخریدند، شروع به قصهسازی میکند و از همان لحظهی نوشتن، رویای بزرگ و مشهورشدن، رویای ژان پل سارتری را میبینید که بدون او فرانسه در خلاءیی عجیب فرو میرود: سارتر رویای ِ آینده را میبیند. رویای ِ آیندهیی که روزی تحقق پیدا خواهد کرد: سارتر پایه را در کودکی کاشته تا در آینده بزرگ بودن را درو کند.
صفحات ِ پایانی ِ کتاب، رویاهای عجیب ِ سارتر است. اگر پیروز شود چه خواهد شد؟ اگر شکست بخورد چه؟ نگرانیهایش، داستانسازیها، رویاپردازیها، همهگی در این صفحات جمع شدهاند و خواننده را مبهوت خود باقی میگذارند؛ سارتر موجود غریبی است، و این غرابت را در رویاهایش (برای نیم قرن آنها را در خود حفظ کرده بود؟) به روشنی نشان میدهد. وحشت زده است که اگر کلمات را از دست بدهد چه خواهد شد: سارتر از همان کودکی خود را با کلمات همراه کرده، جادوی کلمات او را گرفته؛ کلمات؛ کلمات ِ آهنین که او را به جاودانهگی میرسانند.
بعد از عبور ِ سالها
سارتر هنوز زنده بود که از دیدهگان عموم کنار رفت. اما هنوز طعم مرگ را نچشیده بود، که همان طور که که برتراند راسل پیشبینی کرده بود، دوباره مقابل چشمها بازگشت: دوباره جوانها سارتر میخواندند. تا امروز، سارتر، با نوسان، بوده و نبوده؛ بعد از عبور از پایان ِ هزارهی دوم، سارتر باری دیگر به میان ما آمد: موجی از کتابهای در مورد سارتر و کتابهای سارتر دوباره بازار کتاب جهان را پر کرد. ایران هم بینصیب نماند. «کلمات» به عنوان مثال. فقط کاش یادمان بیاید هنوز مهمترین آثار ژان پل سارتر، به طور کامل و با ترجمهیی روان، در دسترس فارسی زبانها نیست.
تابلو
مادربزرگم برای کفری کردنش میگفت: «قد و بالایش به سارترها رفته.» پدربزرگم خود را به نشنیدن میزد، جلوی من قرار میگرفت و قدم را با چشم تخمین میزد و بالاخره بیآن که اعتقادی به سخنش داشته باشد، میگفت: «دارد قد میکشد!» نه در نگرانیهایش سهیم بودم و نه در امیدهایش:علف هرز هم قد میکشد، یعنی میشود بلند شد بدون آن که مفید بود. مسئلهام در آن زمان خوب برای همیشه بود. همه چیز وقتی زندهگیام سرعت گرفت تغییر کرد. دیگر خوب کار کردن کفایت نمیکرد. لازم بود که هر ساعت از ساعت دیگر بهتر کار کنم. فقط یک قانون داشتم: صعود.
(صفحهی 200 کتاب.)
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
دوات
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling