« خداحافظ بهار | Main | به نام مزدیسا »
مروری بر رمان ِ «سیاهاب»
قطره قطره تا تاریکی، تا توهم، تا سکون
سید مصطفی رضیئی
منتشر شده در روزنامه کارگزاران - چهارشنبه بیست و یک فروردین هشتاد و هفت
سیاهاب. جویس کرول اوتس. مهدی غبرایی. تهران: نشر افق. چاپ اول:1386. 2000 نسخه. 160 صفحه. 2200 تومان.
قدم به قدم در میان تاریکی
اتومبیل به یکباره میپیچد و در آب متعفن ِ یک مرداب فرو میرود. آب درون ماشین را پر میکند. دو نفر – یک مرد میانسال و راوی، یک دختر جوان – در ماشین هستند. خواهند مرد؟ یا زندهگی را دوباره خواهند داشت؟ این تصویر ساده کافی است تا در انگشتان ورزیدهی یکی از بزرگترین نویسندهگان ِ زن ِ زندهی جهان قرار گیرد و به یک اثر نفسگیر تبدیل شود. «سیاهاب» رمانی که تقریبا به طور کامل در شب، تاریکی و درون مرداب رخ میدهد.
جویس کرول اوتس نویسندهی نام آشنایی است، هر چند هنوز مهمترین آثارش به فارسی منشتر نشدهاند. در سالی که گذشت، دو رمان ِ «سیاهاب» و «عروس بیوه» از او به بازار آمدند. اولی استادانه و با اعجازی خیرهکننده نوشته شده و دومی بازاری و پر از توصیف و دیالوگ: دو سبک در تضادی کامل با هم در یک نقطه به هم میرسند: رئالیسم تاریخی خاصی که اوتس عاشق ِ آن است، یعنی استفاده از یک داستان تاریخی واقعی، پر و بال دادن به آن بعد از تحقیقات ِ مفصل روی آن واقعه و سپس نوشتن. با نثر ِ خاص ِ او: جملات ِ سنگین که شعر گونه در کنار هم قرار میگیرند تا خواننده را مجذوب خود نگه دارند. بقیهاش دیگر به حال روحی آن لحظهی اوتس برمیگردد، که چگونه شکل روایتی را انتخاب کند. چه فرمی را بردارد. چه بیافریند. ولی یک واقعیت در کل ِ آثار او هست: او جهانی است. برای یک دنیا مینویسد. هر چند داستانهایش همیشه از ریشههای فرهنگی و تاریخی ِ آمریکای ِ شمالی ِ مدرن، نشئات میگیرند.
ویرانههای مدور
کتاب از یک پاراگراف آغاز میشود: تویوتایی درون مرداب میافتد. و بعد از آن تکرار همان لحظه: هر بار در هر فصل ماشین دوباره در آب فرو میرود (یک سوم اول رمان) و هر بار روای چیزهای تازهیی به یادش میآید. یک سوم میانی رمان، ماشین در آب غرق میشود (هر فصل از نو.) و در یک سوم پایانی، هر باری که راوی هوشیار باشد، آب را حس میکند که دارد تنش را میپوشاند. کل رمان شاید در زمانی حدود ده دقیقه رخ میدهد، و لبریز از تکرار یک سوال: زنده میمانم؟ زنده میمانم؟
تابلوی ِ آغازین
تویوتای کرایهای که سناتور آن قدر بیحوصله پشت فرمانش بود، در جادهی خاکی بینام سرعت گرفته بود و سر پیچها با لغزش و وِژوِژ سرگیجهآوری میپیچید و بعد، بیهیچ علامت ِاخطاری، معلوم نیست چهطور از جاده منحرف شد و در آب ِ سیاه ِ روان افتاد و یک بر از سمت بغل دست راننده به سرعت فرو رفت.
دارم میمیرم؟ این جوری؟
(صفحهی پ4 کتاب.)
از عشق تا سیاست: سقوط
هر فصل ِ کتاب، توصیف ِ لحظه است، (ماشین در آب فرو میرود ... فرو میرود ... آب در ماشین است ... بدناش را بالا میآید ...) به همراه ِ یک موج ِ خاطره. در هر فصل (کتاب دو بخش و 32 فصل دارد. فصلها از یک پاراگراف تا چند صفحه هستند. رمان فصل بلندی ندارد.) راوی، چیزی یادش میآید. در فصلهای ابتدایی که هنوز خطر را حس نکرده، لبریز از خاطرههای خوب است: کالج، دوست پسرهایش، همآغوشیای که با سناتور (مرد ِ کنار دستیاش در ماشین» داشته و بعد به سراغ دانشگاه میرود، وقتی خوشبخت بوده، همیشه نمرهی الف میگرفته و پایاننامهاش را بر زندهگی و مبارزات ِ سیاسی ِ سناتور نوشته. بعد به یاد دوست پسرهایش میافتد. بعد یاد آشنایی با سناتور. مهمانی آن شب. لحظههایی که با هم گذارندهاند. سوار ماشین شدهاند ...
رمان را میتوان به یک گرداب توصیف کرد. گردابی که راوی در آن چرخ میخورد و غرق میشود؛ فرو میرود. فروتر .. برای همین هم رمان تقریبا تمام مدت در تاریکی، شب و میان گندآب میگذرد. تباهی وجه بارز رمان است. روای جاه طلب است. میخواهد در سیاست پیشرفت کند. یک بار برای سناتوری تلاش کرده تا رئیس جمهور شود (نامزد دموکراتها) که از جرج بوش شکست میخورد. و حالا همراه این سناتور شده، شاید ... آدمها در رمان دارند پیش میروند یا پس؟
در تمسخر بزرگان
کرول اوتس از دو سیاستمدار نام میبرد، یکی سناتور دموکراتها در انتخابات که گند میزند و دیگری جرج بوش (ظاهر نسخهی پدر) که هر جا میرسد،تا جایی که میشود،مستقیمترین و رکترین انتقادها را نصیب او میکند. فقط همین نیست. بقیه نامی ندارند. سیاستمداراند. سناتوراند مثلا. کرول اوتس «سیاهاب» را نوشته تا دنیای ِ سیاست را، در هر شکل و هر نوعاش، به باد انتقاد بگیرد. از عنوان کتاب تا تمام تمثیلی که کتاب را معنا میدهد.
سیستم قوی و خیرهکنندهای که طراحی کرده و رمان را با نثری منظم و هدفدار، با کلمات و عبارتهایی که درست سر جای ِ خودشان نشستهاند؛ همه و همه هستند تا خانوم ِ نویسنده تنفراش را از تباهی و سیاهی سیاست و سیاستمداران نشان دهد. تنفری که عمیق در وجودش هست و در تاثیرگذارترین ِ شکل ِ قابل ِ تصور در زیر ِ پوست ِ رمان ِ «سیاهاب» نفوذ کرده است، تا به یک سوال مهم پاسخ دهد: زنده میماند؟ زنده میماند؟
تابلو
یکی از مردان ایمن کنارش بود: او، یکی از بزرگسالان پرقدرت جهان، مرد ِ مردان، سناتور ایالات متحده، چهرهای پرآوازه و تاریخی آشفته، توانا به نه فقط پردوام کردن تاریخ بلکه هدایت آن، تسلط بر آن، تکثیر ِ آن، تکثیر ِ آن در جهت هدف خود. او دموکراتی لیبرال به شیوهی قدیم از دههی 1960 بود، مرد اجتماعی بزرگی با سرسپردگی سرسختانه و متعصبانه به اصلاحات ِ اجتماعی که ظاهرا تلخکام نمیشد و درهم نمیشکست یا حتی از مخالفت دیگران با عقاید انسان مدارانهاش که در واپسین سالهای قرن بیستم در آمریکا برمیخواست چندان تعجب نمیکرد چون زندگیاش سیاست بود و میدانی که ماهیت سیاست چیست: هنر سازش.
سازش میتواند هنر باشد؟ بله، هنری حقیر.
کِلی خیال کرده بود سناتور حرفش را نشنیده است اما بعد او با پوزخندی زروکی انگار که گلویش را صاف میکند آهسته گفت: «این راه میان بُر است، کِلی.» انگار که با بچهای کوچولو حرف بزند یا با زن ِ مست ِ جوانی.
«جاده فقط یک سمت دارد و ما گم نمیشویم.»
درست پیش از آن که اتومبیل از جاده منحرف شود.
(صفحهی 64 و 65 کتاب.)
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling