« اتاقی از آن ِ خود – 4 | Main | باورهای یک آمریکایی ِ میان سال »
شبنشینی غولها
مروری بر کتاب ِ «عیش مُدام، فلوبر و مادام بوواری»
سید مصطفی رضیئی
منتشر شده در روزنامه کارگزاران - سه شنبه 21 اسفند ماه هشتاد و شش
عیش مُدام، فلوبر و مادام بوواری. ماریو بارگاس یوسا. ترجمهی عبدالله کوثری. تهران: انتشارات نیلوفر. چاپ اول: پاییز 1386. 2200 نسخه. 255 صفحه. 3500 تومان.
«من اگر زمانی نقش فعالی در دنیا بر عهده بگیرم در مقام متفکر و گمراهکننده خواهد بود.»
گوستاو فلوبر
آرامش پس از توفان
جوان تازه از سفر خاورمیانه و شمال آفریقا (مصر) به خانه برگشته بود که ایدهای که در سر داشت را دستمایهی نوشتن یک رمان کرد. نزدیک به پنج سال کار، طاقتفرسا، روی رمان کار کرد تا اثر نهایی شد. «مادام بوواری» خیلی زود بدل به یکی از کلاسیکهای جهان شد (یعنی در زمانی که نویسنده خود هنوز زنده بود) و نویسندهاش، نامی را از آن ِ خود کرد که دیگر کسی نمیتواند آن را از او بگیرد:پدر ِ رمان ِ نو.
ماریو بارگاس یوسا جوان بود و بیپول. تازه پا به پاریس گذاشته بود و ادبیات را بو میکشید. یکی از اولین کتابهایی که خرید (همان شب اول ورود) «مادام بوواری» بود. خیلی زود شیفتهی رمان شد. در اثر چیزی بود که به دل مینشست. چیزی که کهنه نمیشد. کتاب، چهارچوبی داشت که هربار در هر خوانش کتاب غرق میشد، بیشتر در مییافت که چه معجزهای را در دست گرفته است. کتاب ماندگار بود. یکی از آن کلاسیکهای رومانتیک هم عصر ِ خود فلوبر نبود. مثل کتابهای بالزاک هم نبود که زبانی این چنین نداشتند. ویکتور هوگو هم نوعی دیگر از نگارش را داشت آن موقع. تمام آن نامها متعلق به گذشته شدند. اما «مادام بوواری» این رمان سرراست و بیغل و غش، چیزی بود که تازه ماند. واقعا تازه. یوسا محسور زیبایی این کتاب شد، مفتون و از خودبیخود هر چه در مورد این اثر و این نویسنده میيافت را میخواند. بعضی جاها از شادی سرمست میشد، مثل خواندن مقالهی بودلر. بعضی جاها مبهوت این باقی میماند که چه شده است، مثل مقالهی ناتالی ساروت. و بعضی وقتها در دوگانهگی غرق میشد، مثل بعد از خوانش اثر سه هزار صفحهای سارتر در مورد فلوبر. ولی سیراب نمیگشت. پیش میرفت و سرانجام به جایی رسید که خود باید مینوشت: «عیش مُدام» این چنین زاده شد.
عبدالله کوثری، شیفتهی یوسا است. هفده سال پیش بود که خیرهکنندهترین رمان یوسا، «گفتوگو در کاتدرال» را ترجمه کرده بود. برای «جنگ آخرالزمان»اش برندهی جایزهی کتاب سال شده بود و «سور بز»اش، یک اثر شوکآور بود. «چرا ادبیات؟» ِ کم حجم، اولین کار نقد ادبی یوسا بود که کوثری منتشر ساخت. «چه کسی پدرو آلمادو را کشت؟» را هم کار کرده که مجوز نشر ندارد و نوبت رسید به «عیش ِ مُدام» که بیش از یک سال در ارشاد ماند تا اجازهی نشر خود را گرفت. حتا حکم به حذف حدود سی صفحه از کتاب را داده بودند که شخص کوثری خود پا به میان میگذارد و اثر را حفظ میکند. در سه برههی تاریخ، سه نام بزرگ دست به آفرینشی خیرهکننده زدند. فلوبر، در رمان اعجابانگیزاش، یوسا در سفر جذاباش در قلمرو فلوبر و کوثری در کار ارائهی ترجمهای روان از این اثر نه چندان راحت. فلوبر هم در هنگام انتشار اثر، کارش به دادگاه رسیده بود. کوثری، توانست با منطق کتاب را سالم به دست ما برساند، بی هیچ حذفی. حالا توفان گذشته است. حالا آرامش ساکن در فضا هست و نسخههایی با جلد بنفش تیره از «عیش مُدام» در کتابفروشیهای ایران عرضه شدهاند.
جراحی مدرن
«شخصیتهای خیالیام بر من اثر میگذارند، تسخیرم میکنند یا بهتر بگویم منام که آنها را در خود راه میدهم. وقتی داشتم مسموم شدن اِما بوواری را مینوشتم طعم غلیظ آرسنیک در دهانم بود، آنچنان خودم را مسموم کرده بودم که دوبار پشت سر هم وضع گوارشم به هم خورد، حملهها خیلی جدی بود، چون شامی را که خورده بودم بالا آوردم.» (صفحهی 84 کتاب.)
فلوبر تمام زندهگیاش را روی نوشتن شرط بست و برد. یوسا هم چنین کرد. کوثری هم. هر کدام در زمانهی خودشان، هر چه داشتند را پای ِ ادبیات ریختند. تا آن جا پیش رفتند که جز ادبیات چیزی در زندگیشان نماند. فلوبر، وقت آزاد خود را به خوب دیدن و خوب شنیدن گذراند. طوری که بتواند بعدا از هر چه درک کرده بود، مصالحی بسازد برای نوشتن. آن چه مینوشت، نتیجهی گزینش دقیق تابلوها (آن جوری که خودش دوست داشت صحنههای رمان را بنامد) و افزودن عنصر داستانی به آن بود.
یوسا رمان را مثل یک اثر مهندسی – هنری کار میکند. نظامی سازمان یافته برای کتابهایش طراحی میکند. اجزا را با میسازد، بررسی میکند و درست سر جای خود قرار میدهد. این کتاب هم چنین است. از علل ِ عشق ِ خود به نوشتههای فلوبر میگوید. بعد مفصل دربارهی فلوبر حرف به میان میآورد، که چه کسی بود، چرا نوشت و چگونه نوشت. اِما بوواری از کجا وارد زندهگیاش شد و چگونه بدل به شخصیت رماناش گشت. و بعد، در آغاز ِ بخش دوم کتاب (کتاب سه بخش دارد و هر بخش فصلهایی از آن ِ خود) میرود به سراغ رمان. از کل شروع میکند به ریزریز کردن اثر. و هر بخش را جداگانه بررسی میکند تا کار تمام شود. در این میان، هم رمان را مفصل بحث کرده، هم سرکی کشیده به آن چه دیگران گفتهاند، هم نظر خودش را آورده و هم لابهلای مباحث، از نامهها و نوشتههای شخصی فلوبر، مثالهای گوناگونی آورده شده است. یوسا این چنین کار میکند: با تمام ِ وجود. و توی ِ خواننده، در هر صفحه مجذوب ماجرایی میمانی که برایت پیش میکشد. یوسا جادوگر است. اگر با کتابهای قبلیاش این را باور نکرده باشی، این بار ایمان میآوری.
نقد ادبی
کتاب نقد ادبی است. اثری که خودش را محدود به یک رمان و حواشی ِ آن کرده است. ژانری است با سابقهی دو هزار و پانصد ساله (به صورت آثار مکتوب) و در عین حال، برای ما، خوانندهگان ِ فارسی زبان، بسیار غریب. نمونههای کمی از این گونه آثار به دست ما میرسند. علت آن هم بیشتر در نبود خواننده برای این گونه کتابها است. «عیش مُدام» جایش را باز میکند و میفروشد. چون شبنشینی غولها است، مثلث فلوبر، یوسا و کوثری، هر خوانندهی ِ فارسی ِ جدی ِ ادبیات را میخکوب خود نگه میدارد. ولی الزاما چنین چیزی برای اثرهای مشابه، برابری نمیکند. این ژانر کار دارد تا جا بیفتد. ولی یک مسئلهی مهم هست، و آن این که تا وقتی این ژانر را خوب نشانسیم، راهی روشن به شناخت ادبیات در دست خود نخواهیم داشت. همانی خواهیم ماند که هستیم: آشنا به لحاف ِ چهل تکهای از فرهنگ و ادب، که گرممان میکند. زیبا هم هست. ولی فقط قطعههایی خرد شده از تابلوهایی است، که هر کدام دنیایی زیبا هستند.
کار کوثری به همین دلیل مهم استم ما را به جلوههای تابناک ادبیات میکشاند، به سراغ ِ بخشهای ناآشنا میرویم، اول خوب کنجکار میشوم – یوسا خوب بحث میکند – که یک نویسندهی بزرگ مثل یوسا چگونه کار میکند، چرا چنین جایگاهی را به دست میآورد؟ ابعاد گوناگون این اثر چیست؟ این بعدها چه کاربردی دارند؟ چگونه بهوسیلهی آنها اثری را میتوانیم بهتر بشناسیم. اصلا درک بهتر از یک اثر چه خاصیتهایی دارد؟ و ... و وقتی خوب تحریک شدی، یوسا، با آن قلم خیرهکنندهاش پیش میآید و کنجکاوی را پاسخ میگوید: مستدل، قوی، محسورکننده. کار به این دلیل زیبا است: بررسی دنیایی است کخ خلق شده، توسط یک نفر، که خود خالق دنیاهای دیگری است.
غولهای ادبیات، از روی شانههای هم بالا میروند تا به جایگاه خاص خود برسند. یوسا از روی شانههای فلوبر (و دیگران از جمله سارتر) بالا میىود، آدمهایی که برایش جذابیت داشتند، راه را به او نشان دادند، برایش پدری کردند. حالا او، آن چه را که آموخته بود را در اختیار ما گذاشته، تا راه برایمان باز کند. این بسته به ما است که چه بخواهیم، ولی در این شکی نیست که «عیش مُدام، فلوبر و مادام بوواری» یک شاهکار در ژانر نقد ادبی است.
تابلو
... در عین حال فلوبر برای من معیاری شده برای سنجش سایر نویسندگان، عاملی که در نهایت در پذیرش یا رد کردن نویسندگان برای من تعیین کننده بود ... بر این جمله باید اضافه کنم سخنم دلیرانه ازرا پوند را در الفبای ِ خواندناش (که با خواندن آن به قول معروف از شادی پر در میآوردم) با این مضمون که برخلاف شاعران که باید سیاهه بلند بالایی از نویسندگان و در راس آنها هومر را بخوانند تا پشتوانه خوبی برای هنر خود داشته باشند، نویسندهای که به نثر مینویسد، کافی است تا با آثار نویسندهی مادام بوواری آغاز کند. (صفحهی 46 و 47 کتاب.)
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
دوات
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling