« جن و پری اسفند ماه | Main | اتاقی از آن ِ خود – 2 »
مروری بر «یادداشتهای شخصی یك سرباز» نوشتهی جی دی سلینجر
مصطفی رضیئی- روزنامهی «تهران امروز»
یادداشتهای شخصی یك سرباز. جی دی سلینجر. ترجمه علی شیعه علی. چاپ اول: 1386. تهران: نشر سبزان. 2000 نسخه. 144 صفحه. 2000 تومان.
فهرست: مقدمه مترجم/ گروه جوان/ برو اِدی رو ببین/ میخواهم قلقش بیاد دستم/ قلب یك داستان تكه پاره/ ورود طولانی لویس تاجت به جامعه/ یادداشتهای شخصی یك سرباز/ برادران واریونی/ گروهان آتش/ آخرین روز از آخرین مرخصی/ یك بار در هفته تو را نمیكشد/ حواشی داستانها
جروم دیوید سلینجر، وقتی از جنگ دوم به خانه بازگشت، روح آزردهای به همراه خود باز آورده بود. اولین داستانهایش در مجلات مختلف چاپ میشدند، ولی خوشحال نبود. تا وقتی كه از جامعه و جامعه ادبی كلا كنار بكشد و در ویلایش، در شهری دورافتاده ساكن شود و در سكوت، تا به امروز، زندگی اش را بگذراند، كتابهایی منتشر كرده بود كه توانسته بودند ادبیات را كاملا شیفته خود سازند: «ناتور دشت» كه بعد از چند دهه هنوز جزو پرفروشهای جهان ادبیات است، «9 داستان» كه در ایران با نام «دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم» منتشر شد و چند كتاب دیگر.
سلینجر بعد از سكوت طولانیاش، بارها از طریق وكیلهایش، كتابهای مختلفی را تحت تعقیب قرار داد. یكی از آنها، جمعآوری كتاب «21 داستان» از بازار كتاب جهان بود: داستانهای اولیه خودش كه از مجلات مختلف جمعآوری و منتشر شده بودند. چند سال پیش، این داستانها به صورت كامل در اینترنت قرار گرفت، جایی كه دست وكلای سلینجر به همه جایش نمیرسید.
بازار كتاب ما، خیلی زود به این داستانها توجه نشان داد و با توجه به عدم عضویت ایران در قانون جهانی كپی رایت، امكان چاپ داستانها به زبان فارسی فراهم شد: ابتدا «جنگل واژگون» و «شانزدهم هَپ وِرث، 1924» به صورت دو كتاب مجزا به بازار آمدند و حالا علی شیعه علی، «یادداشتهای شخصی یك سرباز» 10 داستان اولیه این مجموعه را منتشر ساخته است: البته در كنار مترجمهای گوناگونی كه سعی در فرستادن كتابهایی با نامهای گوناگون، برگرفته از «21 داستان» سلینجر دارند.
* * *
«یادداشتهای شخصی یك سرباز» 10 داستان از تلاشهای یك نویسنده مردد برای انتخاب لحن، فرم، محتوا و روایت است: جی دی سلینجر میخواسته به نوعی رئالیسم برسد كه ارضاء كننده عطش درونی اش باشد، هر داستان قدم به قلمرو جدیدی از رئالیسم میگذارد و هر چه به آخر كتاب نزدیكتر میشویم، بیشتر به آنچه از سلینجر آشناست میرسیم: جملات ساده، به جملات سمبلیك تبدیل میشوند. لحنهای دیالوگها، بیشتر عامیانه میشود و توصیفات، هدف كاملا مشخصی را دنبال میكنند: سلینجر دارد خودش را میسازد، شاید هم به همین خاطر باشد كه مخالف انتشار مجدد این داستانهاست، میخواهد هر رد پایی از گذشته را پشت سرش پنهان سازد و صرفا بگذارد، خواننده هایش تصویری كه خودش میخواهد را از جروم دیوید سلینجر داشته باشد.
* * *
«یادداشتهای شخصی یك سرباز» اصلا كتاب ضعیفی نیست، درست است كه كنكاش در شروع راه یكی از بزرگترین نویسندههایی است كه جهان در قرن بیستم به خود دیده، اما در میان آنها، داستانهای واقعا خوبی هم دیده میشوند: «برو ادبی را ببین» یك نمونه موفق ایجاز در كلام، ایجاد نبردی پنهان بین شخصیتها و موفق در جذب خواننده است. «ورود طولانی لویس تاجت به جامعه،» مجذوب كننده است و «یادداشتهای شخصی یك سرباز» و «برادران واریونی» تكان دهنده. «آخرین روز از مرخصی» جایی است كه سلینجر كم كم دارد احساس میكند میتواند واقعا چه باشد و در همین جاست كه هالدون كالفیلد، شخصیتی كه بعدها راوی «ناتور دشت» میشود، به دنیای سلینجر وارد میشود. هر چند كسی كه در این داستان داریم، در حقیقت، برادر نمایشنامه و فیلمنامهنویس كالفیلد است و آخرین داستان، «یك بار در هفته تو را نمیكشد،» رسیدن به انسان تنها، منزوی و عجیبی است كه سلینجر دوست دارد، غمها و تنهاییهایش را نقش بزند.
* * *
«میخواهی بری جنگ. دیدمت. دیدمت كه یه بار زیر میز به پای وینسنت لگد زدی. وقتی داشتم بند كفش هاشو میبستم، دیدمت.
پیش او رفت و دوباره لبه تخت اش نشست. صورتش خیلی جدی بود. به او گفت:
- متی، هیچی به مادر نگو.
- مواظب باش كاریت نشه! مواظب باش كاریت نشه!
بیب قول داد:
- باشه. هستم، متی، گوش كن، نباید به مادر بگی. شاید فرصت كنم توی قطار بهش بگم. اما تو بهش نگو، مت.
- نمی گم، بیب! مواظب باش كاریت نشه!
بیب گفت:
- هستم، متی. قسم میخورم مواظب باشم. من خیلی خوش شانسم. (صفحه 124 كتاب.)
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling