« سلام مزدیسا | Main | کلیشه های خوب در فیلم «توفیق اجباری» »
سادهگي اعجابآور شبي در يك كافه
مروري بر كتاب ِ «كافه زير دريا»
سيد مصطفي رضيئي
منتشر شده در پنجشنبه 25 بهمن ماه هشتاد و شش در روزنامه ی کارگزاران
كافه زير دريا (داستانهاي كوتاه) – استفانو بنني – رضا قيصريه
تهران: نشر كتاب خورشيد. 2220 نسخه. 368 صفحه. چاپ دوم: 1383. 2500 تومان. پالتويي.
ايتاليا سرزمين نويسندگان و شاعراني است كه هر كدام تصويرهاي رنگارنگي را در نوشتههايشان باقي گذاردهاند، تنها در قرن بيستم، اين سرزمين، نامهاي بزرگي را در ادبيات ِ خود ديده است: لويجي پيراندلو، با آن نمايشهاي خيرهكنندهاش، امبرتو اِكو، با رمانها و مقالههاي محسوركنندهاش، دينو بوتزاتي، استاد داستانهاي كوتاه، ايتالو كالوينو، فرمانرواي سرزمين ِ رويا و ... و سال 1987 ميلادي، بازار كتاب اين كشور، نام درخشان ديگري را به خود ديد: استفانو بنني، «كافه زير دريا» را منتشر كرده بود. نويسندهاي كه از 1981، با كتابهاي شعر، رمانها و مجموعه داستانهاي كوتاهاش، جايگاه خود را در جهان ادبيات ميجست و به جايگاهي والا رسيد كه حقاش بود.
كتاب ِ قصهها
«شبي در كنارهي درياي بريگانستن قدم ميزدم؛ همانجا كه خانهها انگار كشتيهاي غرق شدهاي هستند شناور در مه و بخار آب دريا، و باد جلبكها را به آرامي در ميان خرزهرهها ميدواند.
نميدانم در جستوجوي چيزي بودم يا كسي در تعقيبم بود. يادم ميآيد دوران سختي بود، اما من يكي، به دلايلي كه در عجايب روزگار است، خوشبخت بودم.
ناگهان از پس ِ پردهي تاريك شب، پيرمردي آراسته، كه لباس سياهي تنش بود و گلي به يقه كتش داشت، از كنارم گذشت و سرش را به احترام كمي خم كرد ...»
(صفحه 11 و 12 كتاب)
دور هم جمع شدن آدمهايي كه قبلا با هم رابطهي خاصي نداشتهاند و اينكه هر كدام داستاني بگويند (اغلب از زندگي خود) سنتي است كهن در فرهنگ و ادبيات ايتاليا. سنتي كه استفانو بنني حداكثر استفاده را از آن كرده است. راوي كتاب، شبي در كنار ساحل به تماشاي مه و شب مشغول است كه پيرمردي آراسته از كنار او ميگذرد، سر تكان ميدهد و در آب فرو ميرود. راوي وحشت زده به دنبال او ميدود تا نگذارد غرق شود. در آب فرو ميرود و در ته دريا رودررو با كافهاي ميشود. پيرمرد، او را به دنبال خود به درون كافه ميكشد. آن جا مثل همهي بارهاي ديگر، آدمها به نوشيدن مشغولاند. بر ميگردند و آدمهاي تازه وارد را نگاه ميكنند. پيشخاندار لبخدني بر لب به او نزديك ميشود، «زير لبي گفت: از حضورتان در اينجا بسيار خوشوقتيم. خواهش ميكنم بفرماييد بنشينيد؛ چون امشب شبي است كه هر يك از حاظرين در اينجا داستاني روايت مي كنند.» (صفحهي 14 كتاب.) و اينچنين كتاب آغاز ميشود. بيست و دو داستان كه هر كدام از راويان بيان ميكنند، كتاب را ميسازد. و آخرين داستان كه مال ِ خود ِ راوي است، داستاني خواهد بود كه پرده از علت نوشتن اين كتاب بر ميدارد.
هزار و يك شب ِ ايتاليايي
«داستاني كه برايتان تعريف ميكنم، داستان دهكده من است كه اسمش سومپاتوزو است و به خاطر دو كيفيت ممتازي كه دارد مشهور است: چغندر قند و مردمان دروغگو. پير ِ دهكدهي من، پدربزرگ چلسو، پيشگويي كرده بود كه در آن سال هوا گرفتار جنون ميشود و دليل آن هم وجود سه علامتي است كه او ديده ...» (صفحهي 16 كتاب.)
هر داستان، به جز معرفي راوياش (مثلا در اولين قصه: داستاني كه مرد كلاه به سر تعريف كرد،) و عنوان داستان (سالي كه هوا جنون گرفت) يك جملهي كوتاه از شخصيتي مشهور دارد كه ارتباطي مستقيم با خود داستان دارد (داستان اول از قول ولاديمير ماياكوفسكي آورده: وقتي/ سرما را با زمين قسمت كردي/ آن وقت هرگز/ نخواهي توانست دوستش نداشته باشي.) و بعد خود داستان ميآيد. داستاني با روايتي خيرهكننده كه خواننده را هي وادار ميكند كتاب را چنگ بزند و به خواندن ادامه بدهد تا داستانهاي بعدي را هم ببيند.
كتاب، مجموعهاي رنگارنگ از داستانهاي گوناگون است. كتاب بر روي بنيادهاي سوررئاليسم و رئاليسم جادويي استوار است. قصهها در واقعيت ِ خاص ِ خودشان شناور هستند. در ژانرهاي مختلفي بيان ميشوند: از داستانهاي روستايي تا علمي تخيلي تا جنايي تا جادوگري تا ... كتاب هر چه در چنته داشته جلوي خوانندهي خود ريخته و در اين كار موفق هم عمل كرده است. كتاب ِ «كافه زير دريا،» هزار و يك شبي است كه هر داستاناش شور جديدي به خوانندهي خود ميدهد و اين چنين بدل به كتابي دوست داشتني ميشود كه با ترجمهاي روان، به خواننده اجازهي غرق شدن در دنياي اسرارآميز كتاب را ميدهد.
«دو مرتبه در اتاق تنها شدم. وجودم را تشويشي تسخير كرد تحملناپذير: قسمتي از من ميخواست فرار كند و قسمت ديگر مرا به آن مكان ميخكوب كرده بود و ميگفت كه اگر حقيقت را كشف نكنم ديگر آرامش نخواهم داشت. شايد لحظهاي كه از بيست سال پيش منتظرش بودم فرا رسيده بود يعني از همان لحظه كه اوله رُن، اين پرندهي شبگرد، در روزگار جوانيام در زندگيام پيدا شد. شايد هم قبلتر از آن، از آن زمان كه كودكي وحشتزده بودم و ترانهي آن پيرمرد را ميشنيدم:
روز تو را بازي ميدهد، بعد رهايت ميكند
شب كه آمد ميشود ارباب تو.»
(صفحهي 221 و 222 كتاب.)
سنتهاي كهن
«كافه زير دريا» وفاداري مدرني به سنتهاي كلاسيك ِ ادبي ِ ايتاليا دارد. سنتهايي كه نه فقط خوانندهي ايتاليايي، كه خوانندهي ايراني را هم مجذوب خود ميكند. استفانو بنني، نه فقط به سنتها وفادار است، كه مدرنيسم را هم خوب ميشناسد، در عين حال جامعه را هم با چشمهاي تيزبيناش مشاهده كرده و تركيب ادبيات، مدرنيسم و جامعه، در زباني ساده و قلمي قوي، جواب داده است: كتابي درخشان در اختيار خواننده هست كه رواناش را آراو و شاد نگه ميداد. كتابي كه ارزش خوانده شدن را دارد.
«در دهكدهاي مشرف به رودخانه يوئله، مردي بود كه نامش درُما و اقببالش بلند. همسر زيبايي داشت، دو فرزند تندرست و مزرعهاي بارور. شكارچي ماهري بود و دشمني در دهكده نداشت. براي همين، شيطان جنگل، شابوندا، وقتي ديد او در جلوي ِ كلبهاش آواز ميخواند و سيگار دود ميكند انگار كه خوشبختترين مرد دنيا است، حسوديش شد. يك شب از سر ِ نفرت وارد كلبه شد، ناخنهاي كج خود را به ميان موهاي او فرو برد و از همان جا خواب را از او بيرون كشيد. درُوما سر ضرب بيدار شد و همسرش اودا را بيدار كرد و به او گفت كه سايه پليدي از كنارش رد شده و او را لمس كرده است. اودا گفت: "خواب بد ديدي. فقط همين. برگرد بخواب."
اما دروُما آن شب خوابيد، نه شب بعد و نه شبهاي ديگر آن ماه ...»
(صفحهي 323 و 324 كتاب.)
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling