« مروری بر «رویای آدم مضحک» نوشتهی فیودور داستایفسکی | Main | مروری بر کتاب ِ «کافکا در ساحل» »
مروری بر کتاب ِ «خیانت و دو نمایشنامهی دیگر»
سید مصطفی رضیئی – چاپشده در روزنامهی «کارگزاران»
خیانت و دو نمایشنامهی دیگر. هارولد پینتر. شعله آذر. تهران: نشر نیلا. چاپ ِ اول: 1386. تیراژ: 2200 نسخه. 128 صفحه. 2000 نسخه.
فهرست: خیانت\ زنان ِ پشت ِ کوهی\ خاکستر به خاکستر\ نگاهی به زندگی و آثار هارولد پینتر
اگر هارولد پینتر، برندهی ِ نوبل ِ ادبیات ِ سال ِ 2005 هم نمیشد، باز هم یکی از بزرگترین نمایشنامهنویسانی بود که ادبیات ِ انگلیسی زبان به خود دیده است. با بیست و نه نمایشنامه، چند دفتر شعر، یک رمان ِ خودزندگینامهای به نام ِ «کوتولهها» و تعداد ِ بیشماری مقاله، مصاحبه و فعالیتهای صلحطلبانه (بیشتر بر ضد ِ جنگ ِ عراق) یکی از مهمترین شخصیتهای فرهنگی بریتانیا و یکی از مهمترین ادبیان ِ جهان به شمار میرود، حتا قبل از بردن ِ نوبل هم، نوشتههایش به زبانهای مختلف ترجمه شده بودند. در ایران هم از سالها پیش، کتابهای مختلفی (اینجا فقط نمایشنامههایش) منتشر شده بودند. «خیانت و دو نمایشنامهی دیگر» جدیدترین اثری است که از پینتر به زبان فارسی منتشر شده است.
× × ×
هارولد پینتر زبان مخصوص خودش را دارد. زبانی که در آن، ایجاز حرف اول را میزند. موجز بودن (نه صرف فرم، که حتا خود محتوا هم) تا به آنجا میرسد که یک عبارت (یا یک کلمه یا بخشی از نمایش) تنها یک معنی مشخص نمیدهد. بلکه معناهای مختلفی برای یک جمله قابل تصور است. همین مسئله است که نمایشهای پینتر را سخت میکند، هم برای خواندن و هم برای ترجمه. بدست آوردن یک متن تمیز و روان فارسی، امکان پذیر هست، ولی قسمت عمدهای از محتوای اثر را همراه خود محو میکند. محتوایی که الزام مترجم بر آن تسلط ندارد و صرفا در فرهنگ و هنر جامعهی انگلستان جواب میدهد. با وجود ِ این مسئله، ترجمهی شعله آذر، از سه اثر پینتر، خواندنی است. متنها روان هستند و خواننده، در سدهای پیآپی ترجمهی بد، گرفتار و آشفته نمیشود.
× × ×
«خیانت و دو نمایشنامهی دیگر» بر پایهی دو اصل بنا شدهاند: یکی زندگی ِ پنهان ِ انسانها، ورای زندگی عادیشان است (در نمایش اول و سوم در شکل ِ خیانت در روابط ِ زناشویی خود را نشان میدهد) و دومی، مسئلهی وحشت است: وحشتی سیاه که در دل زندگی نهفته است و ناگهان سرباز کرده و شخصیت نمایش را در خود غرق میکند (و یا قبلا او را غرق کرده و حالا تنهایی صرف را برایش باقی گذراده است.)
پینتر کوتاهی را دوست دارد. متنهای طولانی، دایالوگهای طولانی یا صحنهها و نمایشهای طولانی در آثار او جایی ندارند. سکوت، مسئلهای حیاتی در نمایشهای او است. مکث، کلمهای است که پینتر دوست دارد، در نوشتههایش، مکرر استفاده کند. سکوت، سلاح اصلی پینتر است؛ ویژگیای است که تقریبا مختص به خودش، به نام خودش – پینتریسک – در نمایش جهان به ثبت رسید: سکوت، مکث، تکرار دایالوگها، گم شدن ِ معنا در معنای متعدد کلمات و جملات، ترس و وحشت، تاریکی و دیوارهایی که آدمهای نمایش را از دنیای اطرافشان، جدا میسازد و تنها پنجره است که راهی میان شخصیت نمایش و دنیای بیرون باز میگذرد؛ آن هم پنجرههایی که اغلب پردههایشان کشیده است.
× × ×
«خیانت» در فضایی کاملا ساده شروع میشود. یک کافه که در آن دو شخصیت ِ اصلی نمایش نشستهاند، نوشیدنیشان را میخورند و حرف میزنند. از میان گفتوگوهای ِ معمولی که نمایش را آغاز کردهاند، به یک بحث ِ جدی میرسیم: این زن و مرد، با هم روابطی پنهانی دارند. مرد، دوست ِ صمیمی ِ شوهر این زن است. زن و شوهر قرار است از هم جدا شوند. شوهر زن، سالهاست روابطی پنهانی برای خود دارد. طنز داستان در این است که زن، در تمام این سالها، اصلا متوجه این ماجرا نشده است: آن چنان سرگرم ِ معشوق ِ خود بوده که اصلا متوجه آن چه جلوی چشماناش اتفاق میافتاده نشده است.
صحنهی نمایش تمام میشود و بعد از آن، صحنههای ِ بعدی (نمایش 8 صحنهی کوتاه دارد) بازگشت به گذشته هستند. گذشتهی شخصیتهای نمایش مورد کنکاش قرار میگیرد. از صحنه ی جدایی، تا به آخرین صحنهی نمایش (صحنهیی چند روز بعد از عروسی، که مرد، خودش را در قلب ِ زن جای میدهد و همه چیز شروع میشود – یا در حقیقت پایان میپذیرد) ما در میان ِ تصویرهای کوتاه زندگی، شاهد ِ یک وحشت و یک ترس و یک ناآرامی ِ فرو خفته در میان شخصیتها هستیم: تمام ِ زندگی بر پایهی دروغ و ریا استوار شده است.
فضای ِ نمایش کاملا آرام است، اغلب گفتوگوها در رستوران یا کافه، در حال نوشیدن یا خوردن اتفاق میافتد. هیچ گونه رعب و وحشتی در فضای ِ فیزیکی نمایش، مقابل چشمان ِ تماشاگر قرار نمیگیرد. فاجعه در جملاتی است که بین شخصیتهای نمایش ردوبدل میشود: آدمهای این نمایش هیچ کدام واقعی نیستند. هر کدام ماسکی بر چهره دارد که او را از دنیای اطرافاش جدا میکند و این فرصت را به او میدهد که دنیای تنهاییهای خودش را داشته باشد.
× × ×
«زبان ِ پشت ِ کوهی» فضایی دریده دارد. مردمان ِ استعمار شدهی سرزمینی ناشناس، توسط ِ مردمان ِ سرزمینی دیگر، شورشی انگاشته شدهاند. نمایش، در برابر یک زندان شروع میشود، وقتی تعداد زیادی زن و بچه، هشت ساعت است منتظر دیدار مردانشان هستند. نگهبانان بیش از اندازه خشن هستند. سگ یکی از آنها، با گاز گرفتن، تقریبا انگشتان یکی از پیرزنهای حاظر را کنده است. فضای نمایش خشن است. مبحث اصلی در این است: با مردمانتان با زبان ِ پشت ِ کوهی حرف نزنید. اما مشکل در اینجا است که خانوادههی زندانیان، زبان زندانبانها را نمیدانند و زندانبانها زبان آنها را نمیفهمند.
رعب و وحشت، صحنههای تاریک و سرد، جملههای کوتاه که مرتب توسط دیگران قطع میشوند، همگی ویژگیهای اصلی این نمایش هستند. نمایشنامهی «زبان ِ پشت ِ کوهی» یک نمونه از فعالیتةای معترضانهی سیاسی ِ هارولد پینتر است. فعالیتةایی که از او یک چهرهی کاملا ضد جنگ ساخته است. در فضای ذهنی پینتر، مسائلی مثل جنگ و استثمار، شکنجه و ... معنا نمیدهند. همه چیز صرفا عدم ِ درک ِ متقابل بین مردمان جهان است. ما حرف همدیگر را نمیفهمیم.
× × ×
در یک کافه، یک زن و مرد نشستهاند و دارند با هم حرف میزنند. زن دارد یک داستان تعریف میکند: از تجربهاش از یک رابطهی سادیستی. «خاکستر به خاکستر» یک گفتوگوی گنگ است، که تا پایان ِنمایش، تقریبا به هیچ سمت ِ خاصی هدایت نمیشود: پایان نمایش است که در تکگویی زن، پی به ماهیت حرفهای عجیباش میبریم ...
«خاکستر به خاکستر» وهمآلود است. در اینجا هم سکوت، مکثهای پیآپی و رعب حرف اصلی را میزنند. زن و مرد این نمایش، هیچگونه شخصیتی ورای ِ جسم ِ خود ندارند: همه چیز آنان در توهم خلاصه میشود و توهم، این واقعیت ترسناک، دیواری بین آنان و دنیای اطرافشان ساخته است: تا به آنها یک امنیت پوک بدهد، امنیتی که تنها برای آنها معنا میدهد: واقعا از زندگی سیاه گذشته، و اتفاقاتی که در گذشته افتاده، جدایشان میسازد.
× × ×
نمایشهای هارولد پینتر، تصویرهایی از زندگی مردمان عادی هستند، روی صحنه اجرا میشوند و تماشاگر را در برابر تصویری کپسولی از خود قرار میدهند: و این شگفتی ِ خیرهکنندهی کار پینتر است که بیننده و خواننده را مبهوت خود، باقی میگذارد. خوانندهی حیران از تماشای نمایش (حال روی صحنه یا با خوانشی ذهنی) بیرون میآید. و این هنر، نه در فرم و محتوا، که در چکیده کردن ِ زندگی انسانها است. انسان در برابر انسان قرار میگیرد و تنها یک چیز باقی میماند: سکوت، مکث، تنهایی، رعب و وحشت.
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
دوات
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling