« مروری بر كتاب «مرگ قسطی» | Main | مروری بر کتاب ِ «خیانت و دو نمایشنامهی دیگر» »
مروری بر «رویای آدم مضحک» نوشتهی فیودور داستایفسکی
مصطفی رضیئی- روزنامهی تهران امروزـ هشت بهمن هشتاد و شش
فهرست: سخن مترجم – آقاي پروخارچين – پولزونكوف – دزد شرافتمند – درخت كريسمس و ازدواج – ماري دهقان – كروكوديل – روياي آدم مضحك – تقويم زندگي داستايفسكي
داستايفسكي را بيشتر با رمانهاي قطورش در ايران ميشناسند: جنايت و مكافات، ابله، شياطين، برادران كارامازوف و... ولي او به جز اين شاهكارهاي درخشان خويش، دستي هم در نوشتههاي كوتاهتر داشته است؛ داستانهايي كوتاه يا نيمه بلند كه نمونههايي از آنها را رضا رضايي گردآورده و توسط نشر ماهي به بازار كتاب ايران فرستاده است. كتابي كوچك و جمع و جور كه بيشتر به دنبال خواننده عامپسندتر است، خوانندهاي كه ترجيح ميدهد به جاي كتابهاي قطور، وقتش را روي داستانهايي كوتاهتر و سادهتر بگذارد.
داستانهايي كه از داستايفسكي در اين كتاب آمدهاند، تصويرهايي هستند از زندگي گذشتگان. آدمهايي كه بيش از يك قرن پيش در روسيه زندگي ميكردهاند. داستايفسكي با آن چشمهاي تيزبين و دقيقاش بين آنها گشته و روايت كرده است: تصويرهايي نقش زده از زندگي روزمره و آدمهاي دور و برش كه چشم را محسور خود ميكند. تصويرسازيهايي خيلي دقيق و كامل از آدمها، طرز رفتارشان، از حرفهايشان، از آرزوهايشان، از زندگيشان و...
«در تاريكترين و محقرترين گوشه آپارتمان اوستينيا فيودوروونا مرد سن و سالدار و سربهزيري زندگي ميكرد به نام سیمون ايوانوويچ پروخارچين...
آقاي پروخارچين ماهانه فقط پنج روبل اجاره ميداد، چون شغل دولتي بياهميتي داشت كه مواجبش نيز به همان نسبت ناچيز بود، و اصلا توجيه نداشت كه اوستينيا فيودوروونا اجارهاي بيش از همين پنج روبل از او توقع داشته باشد. عدهاي حتي ميگفتند كه ملاحظات شخصي خانم صاحبخانه در اين قرار و مدار موثر بوده، اما به كوري چشم همه كساني كه پشت سر آقاي پروخارچين چنين حرفي ميزدند، او محبوب خانم صاحبخانه شده بود... البته محبوب به معني محترمانه و شرافتمندانهاش.» (صفحه ۲۷ كتاب.)
كتاب «روياي آدم مضحك» در يك سبك داستان نويسي هم توقف نميكند. بعضي داستانها رئاليسمي تولستويوار دارند (آقاي پروخارچين، پولزونكوف) بعضي داستانها آدم را ياد نوشتههاي چخوف مياندازند (درخت كريسمس و ازدواج) و بعضي داستانها طنزي سوررئال در خود دارند (كروكوديل، روياي آدم مضحك) و در عين حال بعضي داستانها تلخي فيلمهاي جشنوارهاي امروزي را به ياد خواننده خود ميآورند (ماري دهقان) و بعضي داستانها ملالتي بيپايان را در خود نهفته دارند (دزد شرافتمند: راوي داستان همهاش از تعريف داستان طفره ميرود، طوري كه حوصله بقيه شخصيتهاي داستان هم از دست او سر ميرود.) اين تنوع سبك، با وجود اينكه داستانها را به سمت و سوهاي مختلفي ميفرستد، اما در پايان همه را در يك واقعيت دور هم جمع ميكند: رئاليسم كه در ته همه داستانهاي كتاب هست: رئاليسم به اسم روسيه. روسيه زمان تزاري كه ظاهرا هر قسمتاش الهامبخش نگارش مهمترين كتابهاي قرن نوزدهم جهان شده است.
كار اصلي داستايفسكي داستان كوتاه نيست. با اين حال، داستانهاي كوتاه او را ميتوان در ميان بهترين كلاسيكهاي روس جاي داد و حتي ميتوانند جايگاهي جهاني از آن خود داشته باشند، حتي بدون در نظر گرفتن نامهاي رمانهاي مشهوري كه داستايفسكي نوشته است، داستانهاي كوتاهاش زيبا و جذاب هستند. به شرطي كه حوصله روايتهاي كلاسيكوار پر از توصيف و ديالوگهاي طولاني را داشته باشي و تا آخر داستانها پيش بروي: جايي كه داستايفسكي چيزي براي به حيرت آوردن تو در آستين خويش نگه داشته است.
***
«چطور چنين تكراري ممكن است، و چرا؟ من فقط زميني را كه ترك كردهام دوست دارم و فقط آن زمين را ميتوانم دوست داشته باشم، همان زميني كه آغشته به خون من است، من ناسپاس بيچاره كه به قلبم شليك كردهام و به حياتم خاتمه دادهام. اما من هيچ وقت نشده بود كه زمين را دوست نداشته باشم. هيچ وقت، حتي آن شب كه تركش ميكردم شايد پرشورتر از هر زمان ديگري دوستش ميداشتم. آيا در اين زمين جديد رنج هست؟ در زمين ما، فقط با رنج و از طريق رنج ميتوانيم واقعا عشق بورزيم! راه ديگري براي عشقوزريدن نميشناسيم. عشق ديگري نميشناسيم.
من براي عشقورزيدن بايد رنج بكشم. همين لحظه، همين دم، محتاج و تشنه اين هستم كه با گونههاي غرق در اشك، بر زمين بوسه بزنم. فقط همان زميني كه تركش كردهام. زندگي در هيچ زمين ديگري را نه ميخواهم و نه قبول ميكنم...» (صفحه ۲۲۹ كتاب)
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
دوات
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling