« خاطرات ِ یک موتورسوار | Main | سلام آقای ژید »
عجیب ِ الجزایری
مروری بر رمان ِ «بیگانه»
سید مصطفی رضیئی
منتشر شده در روزنامه ی تهران امروز
بیگانه. آلبر کامو. ترجمه لیلی گلستان. تهران: نشر مرکز. چاپ ِ دوم: تابستان ۱۳۸۶. ۱۷۱ صفحه. تیراژ ۳۰۰۰ نسخه. ۲۳۰۰ تومان.
پیش از رمان، در کتاب، نوشتهها و نقدهای روبهرو چاپ شدهاند: پیش از انتشار بیگانه/ استقبال از رمان/ حقیقت و تئاتر /کامو استاندال /«من» ِ عجیب /مبارزه طلبی مورسو /تفسیر سارتر /نقد رولان بارت /بُعد ِ فیزیکی و «وجودی» رمان بیگانه /نوشتههای خواندنی درباره بیگانه /مقدمه کامو برای چاپ کتاب بیگانه /زندگینامه.
امروز مادرم مُرد. شاید هم دیروز. نمیدانم. یک شروع شوکآور برای یک رمان ِ تقریبا ملالآور و در عین حال تکاندهنده. یکی از شاهکارهای بهنام ِ ادبیات جهان. یکی از مشهورترین ِ کتابهای آلبر کامو، نویسندهی فرانسویزبان ِ الجزایری، برندهی جایزهی معتبر ِ ادبی ِ نوبل، یکی از پیشگامان ِ فلسفه و ادبیات ِ اگزیستانسیالیسم. مردی که هنوز از جوانیاش چیزی نگذشته بود که در یک تصادف رانندگی جان باخت (تنها چهل و هفت سال داشت.) مردی که تا پیش از زمان ِ مرگ خویش، جای خود را در ادبیات جهان باز کرده بود: «سقوط»، «افسانهی سیزف»، «کالیگولا»، «طاعون» و «بیگانه»، هر کدام یکی از شاهکارهای بهنام ادبیات جهان هستند. سال ِ ۱۹۴۲ رمان «بیگانه» منتشر شد. هجده سال پیش از آن تصادف دردناک (که او و میشل گالیمار را از ادبیات فرانسه گرفت.) «بیگانه» در زمانی منتشر شد که هنوز آتش جنگ در اروپا خاموش نشده بود. با این حال، رمان نه روایتی از جنگ ملتها، که روایتی دردناک از جنگ ِ درونی ِ یک انسان ِ ساده و معمولی است.
رمان دو بخش دارد. بخش ِ اول، یک روایت ِ ملالآور و هولناک از گذر ِ عمر در زندگی شهری است. یک کارمند معمولی یک اداره (که اصلا اهمیتی ندارد چه ادارهای است) یک روز با تلگرافی که به دستاش میرسد، خبردار میشود که مادراش در خانهی سالمندان مرده است. مرد پول کافی برای زندگی همراه مادرش نداشته و او را به یک خانهی سالمندان ِ دولتی سپرده بوده. نیمهی اول بخش ِ اول رمان، رفتن مرد برای مراسم تدفین مادرش، چیزهایی که میبیند و بازگشت او از سفر است. فردای بازگشت، تعطیلی آخر هفته است، به شنا میرود، با منشی ادارهشان رابطهای صمیمانه برقرار میکند: با هم شام میخورند، سینما میروند و شب را در کنار هم میگذرانند. زندگی روند خودش را طی میکند. روزهای کار کردن. رابطهی نزدیکتر با منشی (هر چند که مرد راوی هیچ احساس خاصی نسبت به او ندارد و همین را هم به او میگوید) که باعث میشود حرف ازدواج پیش کشیده شود. همه چیز عادی است، همه چیز. به جز یک همسایهی دیوانه که حرکات سادیسمی نسبت به دوست دختر عرباش از خود نشان میدهد. او را کتک میزند. طوری که پای پلیس کشیده میشود. راوی شهادت میدهد که اول دختر بر روی مرد دست بلند کرده است. مرد خلاص میشود. اما برادر دختر و دوستهایش به دنبال مرد همسایه هستند. یک بار که راوی و نامزداش و مرد همسایه به دیدن یک دوست کنار ساحل رفتهاند، در یک بعدازظهر داغ ِ معمولی، راوی در یک درگیری، برادر ِ دختر ِ عرب را با شلیک پنج گلوله میکشد.
بخش ِ دوم رمان، باز هم روایتی ملالآور از دادگاه ِ راوی است. دادگاهی که در آن (شوکآور) نه به خاطر قتل ِ یک انسان، که به خاطر ِ بیاحساسی در زمان ِ تدفین مادرش محاکمه میشود. یک محاکمهی کافکایی که در آن مرد ِ راوی، چندان تلاشی برای دفاع از خود نمیکند. تنها میگوید: آری. من یک مرد را کشتم. چون آفتاب داغ بود. دادگاه مرگ یک انسان را مهم نمیداند، نگریستن بر مرگ مادر است که همهی زمان ِ دادگاه را به خود مشغول میکند و سرانجام رای صادر میشود: «... رئیس ِ [دادگاه] با حالتی عجیب به من گفت به نام ملت فرانسه در یک مکان عمومی سرم بریده خواهد شد. ص ۱۵۷ کتاب.»
کتاب بیگانه در اولین نگاه یک متن ِ ساده است که تقریبا بدون هیچ احساس خاصی نوشته شده است. جملههای کوتاه و معمولی. تصویرسازیهای ساده. زندگی روزمره. در عین حال کتاب، در روند ِ آرام ِ روایتی خویش، ناگهان با پیش کشیدن اتفاقات ِ معمولی و در عین حال تکاندهنده (کتک زدن یک زن، قتل ِ یک انسان، محاکمه برای گریه نکردن، محکوم شدن نه به خاطر قتل که به خاطر بیاحساسی) خواننده را میخکوب ِ خود میسازد.
قدم پیش نهادن ِ لیلی گلستان برای ترجمهی اثری که ظاهرا پیش از این پنج ترجمهی دیگر از آن به زبان فارسی درآمده بوده، یک اتفاق فرخنده است. ترجمهی روان و سالم او که از متن فرانسوی برگردانده شده است، این مزیت را دارد که خواننده را آرام در متن پیش میبرد. نگران ِ جملههای عجیب و غریبی که ناگهان در متن پدیدار شوند، نیستی: میتوانی خودت را به دستهای کتاب بسپاری و پیش بروی، بیهیچ واهمهای در متن غرق بشوی و از خواندن یکی از شاهکارهای جهان لذت ببری. ترجمهی گلستان درخشان است: طوری کار کرده که نتوانی کتاب را زمین بگذاری تا وقتی که تمام شود. کاش بشود این مترجم لجوج را راضی کرد که به سراغ دیگر شاهکارهای درخشان ِ آلبر کامو برود و ترجمههای رواناش را به این کتابها هم هدیه کند و خوانندهی فارسی را از رنج خواندن ترجمههای هولناکی که از آثار کامو وجود دارند، خلاص کند.
بیگانه اثری است عجیب، عجیب بودناش نه در روایت و فرم که در داستانی است که تعریف میکند. کتابی است که راحت تنه به «محاکمه»ی کافکا میزند: همچون آن کتاب خوانندهی خود به دنیای ساده و سمبلیک میکشاند و او را مبهوت و گیج و آشفته از کتاب بیرون میاندازد. نمیدانی چه باید بکنی: در مقابل یک واقعیت دردناک قرار گرفتهای، سنت ِ جامعه که همه چیز را، حتا حقیقت ِ دردناک ِ قتل را، در خود خفه میکند. به کجا میتوان گریخت؟ راه ِ فراری هست؟ یا باید مرگ با گیوتین در برابر چشمهای مردم را قبول کرد؟
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling