« سیلویا پلات: واژههای فراموشام نکن | Main | عجیب ِ الجزایری »
خاطرات ِ یک موتورسوار
خاطرات ِ یک موتورسوار
مروری بر کتاب ِ «چه گوارا، چهرهی یک انقلابی»
سید مصطفی رضیئی
روزنامه ی تهران امروز - 27 آبان 1386
چه گوارا، چهرهی یک انقلابی. زندگینامهی مصور. کاری از: فرناندو دیهگو گارسیا و اسکار سولا. ترجمه از گیتا گرکانی. تهران: انتشارات ِ کاروان. چاپ ِ اول: ۱۳۸۶. ۲۰۰۰ نسخه. ۲۴۰ صفحه. مصور، در قطع وزیری، رنگی، صفحات تمام گلاسه. ۹۹۰۰ تومان.
لحظهای که چه گوارا، اسیر و بیمار سر بلند کرد و به قاتل خود گفت: «آرام باش، میخواهی یک مرد را بکشی،» سالها از اسطوره شدن او گذشته بود. در اوج ِ جنگ ِ سرد، چه یکی از مشهورترین چهرههای جهان ِ کمونیست و یکی از محبوبترین چهرههای آمریکای لاتین بود. ولی هر چه بود، کمونیست بود. از مرگ او تا امروز، چه گوارا بدل به یکی از مهمترین چهرههای تبلیغاتی جهان شده است. چهرهی او را بر هر چیز میتوان دید (از لیوان و کیف تا پوسترهای کنسرتهای موسیقی) و دیگر، در دوران بعد از جنگ سرد، نه نماد ِ چریکی مبارز، که نماد ِ یک مرد ِ ماجراجو است که توانسته است در دنیای زمان خود، نقش ِ بزرگی ایفا کند. برای او، زندگینامههای بسیاری نوشته شده است. زندگینامههایی که هر کدام تصویری تازهتر از زندگی او ارائه میدهند. گارسیا و سولا در کتاب ِ خود، دست به حرکتی تازه زدهاند: به جای اینکه در مورد ِ چه گوارا ورّاجی کنند، فقط او را نشان میدهند، با توضیحاتی کوتاه در مورد عکسها و یک نوشتهی بیطرف در مورد روند ِ زندگانی او. این چنین کتاب ِ «چه گوارا، چهرهی یک انقلابی» زاده شد: ۴۰۰ عکس که بسیاری از آنها برای اولین بار این چنین گسترده منتشر میشوند، در کنار هم قرار گرفتهاند و کتاب در چاپی نفیس، بعد از یک تحقیق طاقتفرسا در کشورهای آمریکای لاتین، به بازار عرضه شده است. وسواس ِ انتشارات ِ کاروان، بر انتشار ِ چاپی نفیس از این کتاب، در بهدست آمدن نسخهی فارسی ِ فوقالعادهای از این کتاب موثر بوده است. کتاب در بهار امسال یک بار چاپ میشود و قرار بوده در نمایشگاه ِ کتاب ِ تهران عرضه شود. ولی چاپ مطلوب و دلچسب از آب درنیامده. عکسها مشکل داشتهاند. نسخههای چاپ شده خمیر و کتاب یک بار دیگر چاپ میشود، این بار با کیفیتی خیره کننده: صفحاتی تمام گلاسه با تصویرهایی واضح و رنگنوازی دلنوای کتاب. همه در کنار هم نوید ِ عرضهی یک کتاب پرفروش را به بازار میدهند.
ارنستو چه گوارا (۱۹۲۸-۶۷) یکی از نامهایی است که قرن بیستم را ساخته است. در خانوادهای اشرافزاده و مالک به دنیا آمد. در رشتهی پزشکی تحصیل کرد. در جوانی (سنین حدود بیست سالگی) به چند رشته سفرهای طولانی در آمریکای لاتین دست زد و در پایان این سفرها، بعد از آنکه با تصویرهای واقعی ِ دنیای ِ آمریکای لاتین آشنا شد، به همکاری با گروههای مبارز دست زد و آخر سر در کنار فیدل کاسترو، یکی از رهبران جنبش آزادی بخش (و کمونیست) کوبا بود. در کنار او زندانی شد. همسلولی بودند. در کنار او آزاد شد و در کنار او به کوبا رفت و در پیروزی انقلاب کمونیستی نقش مهمی را بازی کرد. در اولین روزهای بعد از انقلاب، ادارهی دژ ِ بدنام ِ نظامی را برعهده داشت که در آن نزدیک به پانصد تن از طرفداران حکومت پیشین، در دادگاههای انقلابی تیرباران شدند. بعدها سفیر کوبا، رئیس بانک مرکزی کوبا و سپس وزیر شد. روحیهی چریکیاش با دنیای سیاست نساخت. وقتی که دید چین و روسیه و آمریکا و کوبا هر کدام سیاست خویش را دنبال میکنند و کسی از رهبران دنیا به دنبال آرمانگرایی نیست، از تمام سمتهایش استعفا داد و به کنگو رفت تا انقلاب را به آفریقا بکشاند. به سختی شکست خورد. بیمار ماهها در آفریقا و بعد در پراگ به صورت ناشناس بستری بود. بعد مخفیانه به کوبا بازگشت و سرانجام راه بولیوی را در پیش گرفت تا مرزهای کمونیست را گسترش دهد. در بولیوی، با خیانت نزدیکان، اسیر نیروهای ارتش بولیوی شد که با همکاری سیا به دنبال او میگشتند. بعد از اسارت تیرباران شد. زندگی چریکی او پایان یافته بود.
کتاب ِ حاضر، در پانزده فصل خویش، از کودکی ِ چه، همراه ِ او میشود و با عکسها و نوشتهها و جملههای متفرقهای که در لابهلای صفحات وجود دارد، ما را به دنیای چه میکشاند. همراه او به سفر میرویم. همراه او مبارزه میکنیم. همراه ِ او کشته میشویم. کتاب یک سینمای کاغذی است. سینمایی که این بار واقعی است، هم از آدمها و هم از اتفاقاتی که رخ داده. ویژگی اصلی کتاب در این است که در آن قضاوت نمیشود. جهتگیری خاصی نمیشود. نمیگوید چه درست میگفت یا نه. بحث راه نمیاندازد. صرفا با تصویرهای اکسپرسیونیستی خویش، راه را به چشمانداز جدیدی از یکی از مشهورترین چهرههای قرن ِ بیستم باز میکند. چهرهای که هنوز زنده است: در میان ما است: در کتابها، در فیلمها، در تبلیغات ِ هر روزه، در جابهجای ِ تقریبا تمام شهرهای دنیا، حتا در آرایش ِ پسرها و دخترهای جوان که سعی دارند بگویند: ما هم چه هستیم، مبارزه میکنیم، عصیان میکنیم، قبول نمیکنیم، همیشه راههای آرمانیای وجود دارند که میتوان با آنها زندگی بهتری ساخت. اگر چه توانست، ما هم میتوانیم.
کتاب در زمینهی کار زندگینامه، یک موفقیت است: ساده است. سریع خوانده میشود. جذابیت اصلی آن نه در حجم ِ کلمات، که در عکسها و کیفیت ِ چاپ ِ آن است. کتاب در عین حال دوست داشتنی است، چون از تلاش ملالآور ِ توضیحدادن دور شده است و یک عکس کار دهها صفحه متن را میکند. در عین حال این مزیت هم همراه کتاب است که در چاپ نسخهی فارسی، سانسور اِعمال نشده است. و مترجم کتاب، با توجه به تسلطاش به زبان ِ اسپانیولی، توانسته است در میان دو فرهنگ قدم بردارد (مخصوصا در تلفظ نامها که در مقدمهی کتاب، توضیحات ِ کامل داده شده است،) و کتاب را در زبان فارسی روان و سلیس از کار دربیاورد. تنها نکتهی منفی آزاردهنده در کل ِ کتاب، فونت استفاده شده در کتاب است: فونت نسبتا بزرگی با فاصلهی خطوط ِ زیاد که خوانندهی فارسی به آن عادت ندارد. در ابتدا عصبی کننده است، ولی در پیشرفتن ِ همراه ِ کتاب، به آن عادت میکنید.
انتشارات ِ کاروان قصد دارد تا زندگینامههای مصور ِ مشابهای از چهرههای برجستهی تمدن و فرهنگ ِ بشری را با همین کیفیت به بازار عرضه کند. باید منتظر ماند و دید که آیا ژانر ِ زندگینامه، میتواند در ایران هم مثل غرب، پرخوانندهترین کتابها را به بازار عرضه کند یا نه. شاید قدمی برداشته شده است که بتواند آشتی بین خوانندهی فارسی و کتاب بهوجود بیاورد. یک آشتی که نوید روزهای بهتری را به بازار ِ آشفتهی کتاب ِ ایران بدهد.
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
دوات
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling