« دیوارهای مه | Main | روزهای دیگری که میگذرند »
آبی، سفید، قرمز
... روزنامهی شرق توقیف شد ... گوشی را بر میدارم و اساماس را بیهیچ احساس ِ خاصی میخوانم. فوروارد میکنم برای دو نفر. مینشینم به تمام کردن یک کار. ذهنام نگران میشود. تلفن را بر میدارم زنگ میزنم حرف میزنیم با کسی. همراه زنگ میخورد قطع میکنم یک نفر آن طرف خیلی نگران است. تلفن تمام میشود. هنوز ظهر نشده است. تا ساعت یک شب، بمباران خبرهای بد میشوم. ساعت یک توی قطار، منگ میگویم: خوابم. و تلفن را قطع میکنم.
شلوغی ایستگاه آزارام میدهد. نمیتوانم توی سالن بمانم. بیرون، زیر آفتاب قدم میزنم. به ساعتم نگاه میکنم. یک بار دیگر زنگ میزنم که کجایی؟ برمیگردم به سالن و یک تلفن دیگر میگوید که قطار او هم رسیده است. منتظر میمانم. تلفن زنگ میزند میپرسد کجا ماندهام؟ میگویم الان راه میافتم و من ... از دور نزدیک میشوی. صدا در دهانم خشک میشود. آشفته به یک ناشناس میگویم عزیزم الان راه میافتم و تلفن را قطع میکنم. گونههایت را زیر لبهایم احساس میکنم و دستام روی شانهات ...
تهران آغاز شده بود. و سه روز سفر؛ به لطف نبودن بلیط بازگشت، شد پنج روز. پنج روز که خوب بود – خیلی خوب – برای کار (سه تا کتاب اوکی شد. نزدیک به نود جلد کتاب هدیه گرفتم. حدود ده تا کتاب عالی خریدم.) و از نظر دیدارها (حدود ده قرار ملاقات ِ فوقالعاده) و از نظر خودم؟ آنقدر خوب بود که روز آخر را فرار کردم از تهران پناه بردم به کرج. به خانهی دوست. و آشفته (گفتم خستهام) بیشتر پنج ساعتی که با هم بودیم را روی تخت دراز کشیده بودم، حرف میزدیم. داغان برگشتم مشهد. و خسته. یک جور خستگی که پیرام کرده است. تمام نمیشود. نمیگذارد نفس بکشم ...
...
نه روز کامل به سربازی مانده را کلی کار دارم. دیروز نامهی کجا بروم؟ ِ سربازیام آمد. گفته باید بروم کد ۷۵. کسی میداند این کد ِ هفتاد و پنج کجاست؟
سودارو
هنوز در مشهد
2007-08-13
پنج و دو دقیقهی صبح
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling
نظرات
سلام به دوست
باز هم برمی گردم
الهام مل پور | August 15, 2007 06:48 PM