« Sometimes only in Love | Main | دیوارهای مه »
آخرین هری پاتر: سیاهی. مرگ و عدم اختیار
این پست حاوی اطلاعات ِ مهم ِ شش فصل اول کتاب «هری پاتر و مقدسات مرگبار» است. طرفداران هری پاتر که هنوز کتاب را نخواندهاند، به هیچ عنوان مطالعه نکنند.
خواندن هری پاتر خیلی کند پیش میرود. جلد ششم، وقتی پیدیافاش به دستم رسید، در کمتر از شش روز و شب خوانده شد. یک بار تا نزدیک شش صبح پای کامپیوتر به خواندن کتاب مشغول بودم. این بار ... انگار رولینگ میداند که کتاب دیگر تمام شده: یک جور صحنهی تلهتئاتری درستی کرده است که در آن با نوعی نثر تند نوشته شده، یکییکی شخصیتها را به دو سرنوشت میفرستد: یا میکشد یا زنده نگه میدارد.
ویژگی اصلی کتاب سیاهی بیش از حد آن است. تقریبا تمام صحنههای اول کتاب در شب با در تاریکی اتفاق میافتند. و واقعیت این است که با وجودی که برای هری پاتر میمیرم، به جز فصل افتتاحیهی رمان که خوب و هری پاتری بود، دو فصل بعدی که کاملا مایوس کننده و سه فصل بعد از آن، کمی مایوس کننده بودند. کتاب تا اینجایش که چنگی به دل نمیِزند.
مرگ ... دیشب وقتی هدویگ – جغد هری – خیلی چرت مرد – یک اشعه به قفساش خرد و مرده بر کف آن افتاد – و همین طور وقتی که مودی ِ چشم باباقوری هم خیلی راحت مرگ را قبول کرد – یک اشعهی اجیمجیلاترجی که توی صورتاش ولدمورت پرتاب کرد؛ به این نتیجه رسیدم که رولینگ دو چیز را انگار قصد دارد به خواننده تحمیل کند: اینکه هیچ اختیاری نداری و باید تسلیم باشی – هری پاتر حتا قدرت کنترل چوب جادویی خود را هم ندارد. و اینکه چقدر ساده همه چیز را از دست میدهی – که خوب، تقریبا برابر با واقعیت است.
چیزی که کتاب را آزار دهنده میکند، این است که بر خلاف کتابهای قبلی، این با ولدمورت قدرتی بیش از اندازه دارد. مثلا روی هوا پرواز میکند – روی باد – و یک دفعه محو میشود و در جایی دیگر پدیدار میشود و قدرتاش دیوانهوار افزایش پیدا کرده. برعکس کتابهای قبلی، این بار هری پاتر است که باید خودش را مخفی کند و فرار کند و مثل خرگوش بلرزد.
...
نزدیک به نیمه شبها فرصت خواندن هری پاتر پیدا میکنم و خیلی زود خسته میشوم. وقتی صبحها کلهی سحر بیدار باشی و بعدازظهر فقط دو سه ساعتی استراحت داشته باشی و بقیهی روز مجذوب کلمات، خوب مشخص است چشمهایت میسوزند و ازشان اشک میآید و مجبور میشوی بخوابی. صبح است. و روزی دیگر. نوشتههای مربوط به هری پاتر ادامه دارند...
سودارو
2007-08-04
چهار و چهل و شش دقیقهی صبح
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling