« هری پاتر تمام نمیشود | Main | هابیت؛ رمانی از جی آر. آر. تالکین »
زمان لرزه، رمانی از کورت ونهگات – جونیور
زمان لرزه. کورت ونهگات. جونیور. ترجمه از مهدی صداقتپیام.
تهران. انتشارات مروارید.
چاپ ِ دوم. ۱۳۸۵. ۱۱۰۰ نسخه. ۲۸۲ صفحه. ۲۹۰۰ تومان.
با اسم ِ «ونهگات» در سال اول دانشگاه آشنا شدم. سر یکی از کلاسها حرفی از او پیش آمد و اینکه اگر ارشد قبول شوید، با این اسم خیلی سر و کار خواهید داشت. رفتم و کتاب ِ «سلاخخانهی شمارهی ۵» را گیر آوردم و خواندم. لذت بردم. خیلی زیاد. کتاب توپ بود. بعدها (یعنی تا امروز) «گهوارهی گربه» را خواندم، که به جز پایاناش، یکی از بهترین رمانهای زندگیام بوده است. حالا فرصتی پیش آمد تا سومین اثر از او را بخوانم: «زمان لرزه». کتابی که در سه نشست خوانده شد (خوب، کارهای دیگر بود که نگذاشت یکباره کتاب را بخوانم.)
اسم «زمان لرزه» را خیلی شنیده بودم. بیشتر به خاطر داستان ِ ترجمهاش. ترجمهی آقای صداقتپیام که در اواخر دورهی خاتمی منتشر شد، یک ترجمه شامل بر یک لیست موارد سانسور شده (ببخشید، ممیزی شده) است. حسین شهرابی (همانی که ترجمهی «رمز داوینچی»اش توقیف رسمی شد) هم کتاب را برای انتشارات کاروان ترجمه کرده است. ترجمهاش سه سری لیست سانسور خورد و آخر سر کتاب را (ظاهرا) از ارشاد کشیدند بیرون. چاپ دوم همین کتاب، توسط نشر مروارید هم ظاهرا با مشکلات عدیدهای همراه بوده است.
...
«زمان لرزه» خیلی ساده است: مجموعهای از یادداشتهایی که آقای نویسندهای (مثلا خود ونهگات) دارد می نویسد. در این یادداشتها چند موضوع در کنار هم پیش میروند و اصلا ماجرا بررسی اتفاق زمانلرزه است که یک بار رخ داده و ده سال زندگی همه را عقب کشیده است. هر چند این ماجرا (از آن چه از کتاب سانسور شده گرفتم) ماجرای فرعی است و بیشتر ونهگات یک جایی نشسته پشت میزش و دستاش را گرفته به شکماش دارد به سرتاپای ِ جامعه و زندگی آمریکاییها (و بیشتر بقیهی مردم دنیا) از ته دل میخندد (و تازه با انگشت به ما اشاره هم میکند.)
من نمیدانم دعوا سر این کتاب چیست. این کتاب را کسی نمیفهمد، مگر اینکه با اسمها و واقعههایی که در کتاب آمدهاند (دهها مورد) آشنا باشد، بداند هر کدام چیست، چه میگوید، چه میخواهد. یعنی کلا یک پا آمریکایی باشد. خوب، بقیه ول معطل هستند. دعوا پس سر چیست؟ ظاهرا سر زبان عامپسندی است (ظاهرا، چون در این ترجمه که فقط بویاش بود و اثری ازش نمانده بود) که آقای ونهگات استفاده کردهاند. خوب؛ در این زبان دریایی از کلمههای ممنوعهی (البته فقط در فرهنگ ِ مکتوب رسمی، مگر نه یک بار در تهران سوار تاکسی شوی، از شنیدن این کلمات برای تمام عمرات سیراب میشوی.) استفاده شده است. ظاهرا فکر کردهاند کتاب پورنو است و گرفتهاند تیرتپراش کردهاند. حیف. فوقاش میشد «صد قزلالا در آمریکا»ی ریچارد براتیگان که خوب؛ آخر سر فقط میشد یک مد که کسی چندان چیزی ازش نمیفهمد، فقط خوشگل است.
...
آخر کتاب یک مقالهی حدودا ده صفحهای بود که با این مسئله شروع میشد که چرا این اثر یکی از مهمترین نوشتههای پستمدرنیسم است. من کلا در مورد پستمدرنیسم با دونالد بارتلمی موافق هستم که جایی گفته بود (نقل به مضمون) که این اسم، به اندازهی بقیهی اسمهایی که میگویند، چرت نیست. مگر نه من هم مثل آقای بارتلمی قبول دارم که اصلا چیزی فراگیر به اسم پستمدرنیسم، وجود خارجی نداشته است (کلا چیزهایی که به اسم پستمدرنیسم معرفی میکنند، از یک کم پیش؛ مثلا از قرون وسطی تا الان سابقهی مکتوب دارند.) این کتاب هم من هر جور که نگاهاش کردم (حتا سر و ته) باز هم ربطی به این کلمهی نامفهوم ِ پستمدرنیسم نداشت. البته مگر آن معنای تاریخی را قبول کنیم که هر اثری که بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شده باشد، جزو دورهی پستمدرنیسم است. مگر نه که این یک اثر رئال ِ معمولی بود. با یک نثر ساده. مفهومهای ساده. خیلی نزدیک به کار روزنامهنگاری ِ سبک ِ نیویورکر (لحن غیر رسمی؛ هرچی دل تنگات میخواهد بنال؛ بد و بیراه گفتنهای عوام و ...) و هیچ چیز خاصی هم نداشت که بخواهیم آن را در زمرهی آثار عصر مدرنیسم به حساب نیاوریم.
نمیدانم. من این بازیها را نمیفهمم. کتاب خوب بود و همین بس است. هر چند که خواندناش را فقط به کسانی توصیه میکنم که میدانند در دههی سی در ایالات متحدهی آمریکا چه نوع موسیقیاش گوش میشد و فرق ادبیات بازاری و ادبیات عامه پسند و این جور چیزهای جزئی را میدانند. مگر نه بیخودی وقتتان را سر این کتاب تلف نکنید که بعدا مجبور شوید چیزهای بیخودی بگویید.
سودارو
2007-07-25
هشت و سی و چهار دقیقهی صبح
من در دریایی از کارهای مانده دارم دست و پا میزنم. اول شهریور مرگ برنامههایم است به مدت دو ماهی که بروم آموزشی سربازی. هر شب با چشمهایی سرخ میخوابم و صبح با این دعوا با خودم بیدار میشوم که یک کم دیگر بخواب. وبلاگ مانده در آخرهای لیست. دیر به دیر آپدیت میشود. میبخشید. هر چند به زودی چند تا متن خوب منتشر میکنم (جایش بماند برای سورپرایز شدن) که لینکاش را اینجا خواهید دید.
لينکده
یادداشت خواندنی «مجتبا پورمحسن» راجع به «کافهپیانو»ی فرهاد جعفری
کتاب «سپینود ناجیان» با نام «سریرا، سیلویا و دیگران» مجوز انتشار نگرفت
کتاب بدی نبود اما شاهکار هم نیست!
دربارهی «زندهگی و زمانهی مایکل ک»
انتشار «از آسمون بارون مییاد لیلا»
تبریک من را هم بپذیر حسن جان
علاقهی کافکا به پورنوگرافی لو رفت!
چند شعر از «محمود درویش»، شاعر نامی فلسطینی که اخیرن درگذشت
از وقتی «سوءظن» را خواندهام نظرم نسبت به ادبیات پلیسی تغيير كـرده!
دربارهی رمان «راهنما» اثر «ر. نارایان»
ده چیزی که باید دربارهی «هــاروکــی موراکامی» بدانیم از دید ساندی تایمز
ترجمهی ترکی داستانهایی از جمال زاده، هدایت، آلاحمد، ساعدی و ...
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهاایسنا
مهر
فارس
ایلنا
میراث فرهنگی
روزانه
رادیو زمانه
دو در دو
بازنگار
بلاگ نیوز
بلاگچین
بالاترین
فرهنگی
جشن کتاب
جن و پری
عروض
فانتزی - آکادمی
مجلهی شعر
سمرقند
گل آقا
پندار
ماندگار
هزارتو
دیگران
دیباچه
کارگاه
ایران تئاتر
مرور
والس
بخارا
فروغ
اشا
آتیبان
کتاب نیوز
روزنامهها
شرق
اعتماد
هممیهن
کارگزاران
همشهری
تهران امروز
اعتماد ملی
جاهای دیگر
انتشارات کاروان
فتوبلاگ سام
ساسان قهرمان
بازتاب
بی. بی. سی
دویچه وله
انتشارات ققنوس
خانهی هنرمندان
زنستان
کتابهای رایگان
قفسه
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
ادبيات و هنر
مریم منصوری
شبنویس
حسین نوشآذر
محسن بنیفاطمه
جواد عاطفه
مهستى شاهرخى
منیرو روانیپور
مجتبا پورمحسن
ماکان مهرپویا
سودارو
احسان عابدى
كتابلاگ
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
ناصر غیاثی
شیرین کریمی
منو
رمزآشوب
خلیل پاکنیا
حسن فرهنگی
مينيمالها
مسخ
سپینود
غلاف تمام فلزى
بهاره آروین
پونه بريرانى
عباس معروفى
سعید کمالیدهقان
اميرمهدى حقيقت
پروژکتور
کتابخوانه
تادانه
داود پنهانی
مهدی مرعشی
دیهور
آدم و حوا
شمیده
اسد امرایی
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
تیلهباز
اكبر سردوزامى
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
پابرهنه بر خط
عصیان
امشاسپندان
مریم حسینخواه
میرزا پیکوفسکی
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
نقطه ته خط
ف م سخن
علیرضا مجیدی
عطا صادقی
سرزمین رویایی
مریم جعفراقدمی
آبچینوس
قصههای عامهپسند
هنوز
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
پونه ابدالی
مریم گلی
سیدمهدی حسینی
روزنامهنگار نو
الفبا
دورترها
زننوشت
چندگانه
سایه
تندیس
زیتون
شهلا شرف
جستوجوی کلمات
سورئالیست
آشپزباشی
خورشید خانم
خشم و هیاهو
بیلی و من
شراگیم
دژاوو
ختمالغرایب
سیبستان
شرح
کوچه
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
by BlogRolling
نظرات
Salaan dooste aziz,
Rastesh in link ro chand vaghte pish yeki az doostaam vaasam ferestaad amaa forsat nakardam behet javaab bedam.
Rastesh chizi keh nashre kaarevaan gofteh ro man dorost nemidoonam, amaa in ketaabe man faghat 5-6 morede jozyish eslaahiye khord keh ageh edelet bekhaad mitoonam behet daghighan begam kojaash boodeh. Khode man ham kheili delam mikhaad bedoonam kojaaye kaare aaghaye Shahrabi injuri momayezi shodeh, chon dar noskheye asle romaan ham chizi keh bekhaad saansoor beshe nabood.
Baa Behtarin aarezoohaa
Mehdy Sedaghat Payam
Mehdy Sedaghat Payam | October 20, 2007 09:11 PM